الحر العاملي ( مترجم : عباس جلالى )
273
نقدى جامع بر تصوف ( ترجمة رسالة الاثني عشرية في الرد على الصوفية ) ( فارسى )
1 - مشخص است كه رجوع به اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السّلام واجب است و اين عمل با خوشبينى به دشمنان آنها و پيروى از راه و رسم اين قبيل افراد منافات دارد . 2 - افراد ياد شده از شرايطى كه پيروى از آنها روا باشد برخوردار نيستند . افزون بر اينكه هيچگونه دلالتى بر جواز اين عمل نيز وجود ندارد . 3 - ضرورت مذهب ، خوشبينى به اينان را روا نمىداند . 4 - روايات مربوط به تحريم پيروى از دشمنان دين و شبيه شدن به آنان قبلا يادآورى شد . 5 - روايات مربوط به وجوب دوست داشتن دوستان خدا و دشمنى با دشمنان خدا ، قبلا بيان گشت و منافات اين روايات با آنچه بدان اشاره كرديم ، به خوبى روشن است . 6 - روايات مربوط به جهاد و مبارزه با دشمنان دين و بدعتگذاران قبلا يادآورى شد . 7 - روايات مربوط به وجوب لعن و بيزارى جستن از آنها ، قبلا گذشت . 8 - برخى موضوعات مربوط به كارهاى نكوهشآميز سران صوفى و اعمال زشت و فضاحتبار آنها قبلا گذشت كه لازمهء اينگونه اعمال عدم جواز خوشبينى به آنها است تا چه رسد به پيروى و اقتداى به آنان . 9 - قبلا بر كليهء امور مربوط به آنان ، مشروحا خط بطلان كشيده شد و اين روايت و روايت قبلى أخص از مطلوب بوده و دلالتش بر آن بيشتر است . 10 - قبلا وجوب دورى و پرهيز از بدعتگذاران بيان شد كه اين عمل با خوشبينى به آنها و هوادارانشان منافات دارد . 11 - شيعيان بر عدم خوشبينى به آنها ، اجماع و اتفاقنظر دارند . 12 - رواياتى كه در پرهيز از آنها ، بهطور عموم و خصوص و در زمينهء عدم نقل رواياتشان و رجوع بدانان ، وارد شده بسيار است و ما تنها به بيان دوازده مورد بسنده مىكنيم . 1 - كلينى از امام صادق عليه السّلام روايت كرده كه فرمود : « من تحاكم اليهم فى حق أو باطل فانما تحاكم الى الطاغوت و ما يحكم له به فانما يأخذه سحتا و ان كان حقا ثابتا له لانه أخذه به حكم الطاغوت و قد أمر اللّه ان يكفر به ؛ « 1 » كسى كه در مسألهء حق يا باطلى شكايت نزد آنان ببرد .
--> ( 1 ) . كافى ج 1 ص 67 .